تازه های آسمونی
صفحه اصلی > دسته‌بندی نشده > داستان هفتگی ارواح گمشده در زمینی دیگر:قسمت هفتم
تبلیغات اینترنتی

داستان هفتگی ارواح گمشده در زمینی دیگر:قسمت هفتم

D8A7D8B1D988D8A7D8AD DAAFD985D8B4D8AFD987 D8AFD8B1 D8B2D985DB8CD986DB8C D8AFDB8CDAAFD8B1 1 داستان هفتگی ارواح گمشده در زمینی دیگر:قسمت هفتم

 

 

 

 

ارواح گمشده در زمینی دیگر

نویسنده : لیلا شاهپوری

قسمت هفتم  :

 

 

 

پس از ساعتها بالاخره وارد خونه ای شدیم که احساس آرامش عجیبی رو میشد اونجا حس کرد .
ما خیلی خسته بودیم جدای خستگی جسمی , روحمون بیشتر خسته شده بود چون متوجه شدیم تا ابد جزء مفقود شده ها باقی می مونیم !
روزبه از همه بیشتر ضربه دیده بود اولش که فکر میکرد مردیم انقدر داغون نشده بود ولی از زمانی که متوجه این مسائل شد بدجوری بهمریخته بود .
من و ماهان کمتر ناراحتی مونو بروز می دادیم خیلی سخت بود ولی انگار این موضوع بهتر واسمون جا افتاده بود .
چشمامو باز کردم سرم رو به سقفی بود که میتونستم آسمون رو با اینکه آبی بود ستاره هاش رو هم ببینم ..
لحظه ای فکر کردم همش خواب بوده !!
خودم رو روی تختی دیدم که برام غریبه بود پس همش واقعیت داشت من دور از خونه و خونوادم هستم ای کاش مرده بودم لااقل جنازه ای و قبری ازم مونده بود .
نشستم و به اطرافم نگاه کردم جایی که قرار بود سالهای سال اونجا زندگی کنم .
وقتی از اتاق بیرون رفتم ماهان و روزبه رو دیدم که در گوشه ای از خونه نشستن و مات و مبهوت در حال دیدن منظره زیبای بیرون هستن .
ماهان با دیدنم گفت :
-به به آقا سینا چه عجب بعد از هشت ساعت بیدار شدی !!
تعجب نکرده بودم که مدت زیادی رو در خواب بودم چون واقعا خسته بودم لبخندی زدم و کنارشون نشستم و پرسیدم :
-خب بچه ها چه خبر از دنیای عجیب اینور مرزها ؟
روزبه با ناراحتی جواب داد :
-هیچ هیچ هیچ جز زیبایی مطلق هیچ ….
لحظه ای سکوت کردیم و فقط به منظره بیرون از کلبه بزرگ و رؤیایی خیره شدیم !
در همون لحظه بود که نسیم وارد شد و گفت :
-سلام بچه ها دوست دارین با یه نفر دیگه هم آشنا بشین ؟
ما همدیگه رو نگاه کردیم و وقتی نسیم تعجب ما رو طبق معمول دید خندید و گفت :
-بیاین داخل لطفا !
سرمون رو کج کردیم تا ببینیم چه کسی قراره داخل بیاد .. که ناگهان ..
واقعا تعجب کردیم چون زن و مردی که مشخص بود ژاپنی یا چینی بودن و حدود سی سال میشدن وارد کلبه شدن !!
ما با تعجب نگاشون کردیم و از جامون بلند شدیم و سرمون رو تکون دادیم و سلام کردیم ..
نسیم گفت :
-اینها خانم و آقای کیانگ اهل چین هستن و مثل من و شماها وارد اینجا شدن و تنها فرقش اینه که از آسمون وارد شدن !
ماهان با تعجب گفت : یعنی چی ؟
اونها میخواستن با هواپیمای دو نفره ای که اجاره کرده بودن به ماه عسل برن ولی ناگهان هوا طوفانی میشه و سر از اینجا درمیارن !
ماهان این بار گفت : چند ساله اینجان ؟
نسیم گفت : یازده سال شده .
با تعجب پرسیدم :
-چی ؟ یعنی یازده سال اونها اینجان ؟
مرد چینی با فارسی دست و پا شکسته گفت : بله ما یازده سال آمده ایم ماه عسل !!
و در همان لحظه نسیم و زن چینی شروع به خندیدن کردن …..
ما با تعجب همدیگه رو نگاه کردیم و از اینکه اونها شوخی میکردن و همینکه مرد چینی به زبان فارسی حرف زد شوکه بودیم !!!
روزبه که هنوز ناراحت و عصبی بود به نسیم گفت :
-اینا چند ساله بودن ازدواج کردن چون الان که یازده سال گذشته که خیلی جوون هستن !
نسیم گفت :
-تا شماها با شرایط اینجا آشنا بشین یمدت طول میکشه وقتی وارد اینجا بشی سنت اضافه نمیشه در ضمن بر طبق عادت گاهی میوه های رنگارنگ اینجا رو مصرف می کنیم چون هیچوقت احساس گرسنگی نمیکنی !
ماهان گفت :
-خب خدا رو شکر یچیز خوب شنیدیم پس همیشه همین سن می مونیم .
روزبه گفت : کجاش خوبه ؟ تا ابد باید اینجا همینطوری زندگی کنیم ؟
ناگهان دانشمندان وارد شدند و یکی از آنها گفت : بهتره یمدت همینجا بمونیم فضایی ها اومدن .
ما که دیگه ظرفیت این همه خبرای عجیب رو نداشتیم از ترس چیزی که به ذهنمون اومده بود رو هیچکدوممون بیان نکردیم که در همون لحظه نسیم کنارمون اومد و گفت :
-اینجا فقط چیزی رو که هنوز کسی بخوبی نشناخته آدم فضایی ها هستن که هر از گاهی سرو کله شون پیدا میشه و مدتی گشتی میزنن بعدش سوار سفینه هاشون میشن و میرن …
ماهان با تعجب گفت :
-یعنی آدم فضایی ها براحتی میان اینجا و میرن !!!
یکی از دانشمندا که اسمش سیاوش فاضل بود به سمت ماهان رفت و با لبخندی گفت :
-آره درست گفتی و هنوز نفهمیدیم که اونها چطور براحتی به هر جای کهکشان نفوذ میکنن ولی این رو میدونیم که اونها فوق العاده پیشرفته هستن !
روزبه گفت :
-چرا باید پنهان بشیم اونها چه خطری دارن ؟؟ ……

 

 

 

 

” قسمت های قبلی داستان ارواح گمشده در زمینی دیگر ”

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=174485
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

aroni-738302_1280

لورم ایپسوم ششم

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.